![]() |
![]() |
|
|
well i can hear you crying in silence, i can you lost in the dark, and i am near you turn to me now; theres room in this heart tonight; there is a part of everyone, that cannot see and cannot hear, because we dont want to know, but somewhere theres a bigger heart, thats reaching out for all of us, A place to go; there are so many in life, who need a helping hand, somebody who can heal the pain; yes, I can hear you , crying in silence, I can hear you, you re lost in the dark, and i am near you turn to me now, theres room in this heart tonight, theres room in this heart tonight, |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 9:32 توسط محمد علی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 12:58 توسط محمد علی |
|
|
چشمهاي تو هر دريچه اي رو به شب گشوده است فكر تنهايي چشمهاي تو بودم عاشقانه هاي من شعر تو بوده از تو گفتم هر چه گفتم و سرودم چشم من هميشه دنبال تو بوده همه ترانه هام مال تو بوده هر نفس هميشه در ياد تو بودم برگ باغ رفته بر ياد تو بودم همه جاده هاي دنيا رو دويدم در سفرهام به صداي تو رسيدم هر كجا رفتم و هر جا كه رسيدم همه دنيا رو با چشم تو ديدم ياد تو همسفر شام و سحرگاه شوق ديدن تو در نهايت راه از تو غربتم همه خاك زمين شد عاشقانه هاي من عاشق ترين شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 23:20 توسط محمد علی |
|
|
من پری کوچک غمگینی
را میشناسم که در اقیانوس مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبی مینوازد آرام آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 20:6 توسط محمد علی |
|
|
من تو را در تو جستجو کردم نه در آن خوابهای رویایی در دو دست تو سخت کاویدم پر شدم پر شدم ز زیبایی پر شدم از ترانه های سپید از هزاران شراره های نیاز از هزاران جرقه های امید حیف از آن روزها که من با خشم ز تو ماندم تو را هدر کردم من آیینه ام زتو چشمم پر از نگاه شود و عاشقم عاشق ستاره صبح عاشق ابرهای سرگردان عاشق روزهای بارانی عاشق هرچه نام توست بر آن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 19:46 توسط محمد علی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 12:1 توسط محمد علی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 11:46 توسط محمد علی |
|
|
خاطرات توی ذهنمقاب عکس یش رومه مهربونم نازنینم از تو خوندن آرزومه
توی این دنیای کوچیک من ازت دور نمیمونم من ترانه های ناب واسه دلت میخونم
رود بر نور ستاره جاری از توی چشمات وای چه عطر خوبی دارن خنده های روی لبهات
یاد من باش عاشقونه تا همیشه مهربونم تا بتونم تا بتونم خودمو از تو بدونم
رویای خوب داشتنت همدم لحظه هام شده ستاره عشق تو باز روشنی شبام شده
تو رنگ باور منی رو به امید بل میزنی شروع هر ترانه ای طلوع هر شعر منی
سهم منم بی تو همش گریه و غم غصه و درد خنده و عشق با تو میاد بهار میشه فصلای زرد
مهربونم نازنینم از تو گفتن از تو خوندن آرزومه تا همیشه عاشقونه با تو موندن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 11:33 توسط محمد علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|