![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:28 توسط محمد علی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 13:15 توسط محمد علی |
|
|
تو این روزها ما آدما گل نمی دیم به دست هم این روزها دیگه همه صحبت بی وفایی ورد زبون همه آدمها تنهایی و جدایی هر کی به فکر خودشه همدلی معنا نداره حتی دیگه بی بهونه عشق میره تنهات میزاره یکی بیاد داد بزنه که دوره دوره وفاست دشمنی معنا نداره دنیا پر از صلح و صفاست من میمونم تا که نگن عشق دیگه بی دووم شده من میمونم تا که نگن دوره عشق دیگه تموم شده من میمونم تا که بگم دوست داشتنم حقیقته برای اعتبار عشق همین خودش غنیمته یکی بیاد یکی بیاد تا اخر عاشق بمونه دلزده و خسته نشه دل کسی رو نشکونه من میمونم تا بدونم عاشق و با وفا کیه تا که دیگه کسی نگه یه دل با صفا چیه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 10:22 توسط محمد علی |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:10 توسط محمد علی |
|
|
دیگر خودم هم تحمل
توجیه های سمج افکارم را ندارم
با خورشید بیگانه ام
اری خورشید
همان اهنگ بی منت طلوع
من او را شناختم
اما نه حالا.....
ای عقربه های هشدار
من کجای این
سپید آلود شب خوابم
درهای ذهنم
به سوی هر مهمان عقل بسته اند
و دختر شعر
بازیچه غمهای بی خیالی است
میخواهد بگریزد ولی نمیتواند
او چه کند
با تزویر دورنگی عشق؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 2:28 توسط محمد علی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 21:12 توسط محمد علی |
|
|
دل من دير زماني است که مي پندارد: "دوستي" نيز گلي است، مثل نيلوفر و ناز، ساقه ترد و ظريفي دارد. بي گمان سنگدل است آنکه روا مي دارد جان اين ساقه نازک را - دانسته - بيازارد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 21:9 توسط محمد علی |
|
|
پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 21:1 توسط محمد علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|